تبليغاتX
پياله

1. ديشب خيلي شب خوب بود. يك پروژه كه تقريباً 4 سال از شروعش مي گذشت به مراحل پاياني رسيد. اول قرار بود يك فيلم بسازيم كه اين اواخر تبديل شد به برنامه چند رسانه اي (مالتي مديا). توي اين كار خيلي تجربه پيدا كردم و نحوه كار كردن خودم و ديگران رو سنجيدم و دیدم. قرار گذاشتم تا وقتي كار صد در صد تمام شد اونها رو بنويسم. خدا كنه اين آخر كار هم به خوبي به انجام برسه و دوستاني كه قراره ادامه بدهند به خوبي كار رو جمع كنن.

2. 4 شنبه شب عروسي يكي از هم دوره ايها (عليرضا قجر) بود. از 10 ، 12 نفري كه از دوستان آمده بودن فقط 3 تا مون مجرد بوديم! دير شده؟

3. امروز 07-07-2007 ، دو نفر از رفقا قرار بود تا امروز يه فكري به حال تنهايي خودشون بكنن، وقتشون تموم شده! خودشون گزارش بدن.

4. خيلي دوست دارم از اردوي جهادي بنويسم ولي نميشه یعنی فضا اجازه نمیده. حتي مي ترسم براي مطالب ديگران هم در اين باره كامنت بگذارم. كاش الان هم وقتي داشتم تا براي اردو بگذارم، اردويي كه تا وقتي در آن شركت مي كنم اردوي من هم هست و کسی نمی تونه اون رو از من بگیره.
+ نوشته شده در  شنبه 16 تیر1386   توسط محسن عزیزی  |