هفتم هم نتونستم برم سر خاک... هِی...
شنیده بودم که بعضی ها اینقدر شوکه میشن که حتی گریه شون هم نمی گیره ولی نمی دونستم اینطوریه... بحثِ گریه نیست ها!... باورش برام سخته... خیلی سخت.
تو دبیرستان که همچین صنمی با هم نداشتیم ولی بعد فارغ التحصیلی تو کلاس های کفا خیلی با هم رفیق شدیم. می نشستیم ساعتها بعد کلاس راجع به سینما یا فلان فیلم کلی حرف می زدیم. چون مسیر برگشتمون تا یه جاهای زیادی با هم مشترک بود ...